شیعه یعنی قول هوالله احد فرقه های دین همه باطل بوود امام به کسی میگویند که نامش هم تمام حروفش با نام پیامبر فرق داشته ولی باز مثل نام پیامبر خاتم باشد که به تمام علوم الهی تسلط کامل دارد به تمام زبانهای دنیا آگاه میباشد وبه امر خدا مرده را هم زنده میکند مریض را هم شفاء میدهد کور مادر زاد را هم بینا میکند به ابجداسلام 132+92 محمد +110 علی +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 روز سال
365 روز سال یعنی 5+6+3 = 14 معصوم به ابجد اسلام 132+92 محمد +110 علی + 5 اصول دین + 10 فروع دین + 14 معصوم +12 امام = 366 روز سال نشانه حق اسلامه 651-541 عمر ابوبکر= 110 علی علی یلی یلی حقا پلیسه عالمی به ابجد نشانه حق اسلامه علی 110دین الهی 110 منادیه 110 دین الهی 110 علی 110 پلیسی 110 نامت 110 یا علی حقا پلیسه عالمی به ابجد اسلام 132+92 محمد +110علی +17 نماز = 351 قرآن 351 فارسی 351 +14 معصوم = 365 روز سال اینجانب برابر معادلات قرآن هر معادله 500 معا دله فارسی با عنایت الله و صاحبم مهدی (عج) مینویسم بچه عربهای شیعه ببینیم فقط یکی از روی معادله اینجانب لا اقل گپی کنید بابا به عربی بنویسید عجب گیری کردیم ها خودت عجب گیری کردی ترکیم بنویسید قبوله به ابجد اسلام 132+92 محمد+110 علی +18 ذالحجه غدیر خم +14 معصوم = 366 روز سال خداوند سال را بخاطر 5 تن و 12 امام +14 معصوم سال را 365 روز قرار داد ضرب این سه عدد نورانی هر کدام در خودش جمع سه ضرب میشود = 365 روز سال
جنگ هفتاد و سه ملت همه راعذربنه چو ندیدند حقیقت ره افسانه زدند به خانواده پیامبر 5 تن آل عباء میگویند آیه مباهله حدیث کثاء 5 تن آل عباء ابجد کل 14 معصوم خانواده رسول خدا میشود 1743 منهای 1202 سه خلیفه کن = قاصب خلافت الله 541 ابوبکر و عمر 541 +430 مقصر = 971 ظالم + 231 ابوبکر= 1202 لعنت الله 1202 ابجد آیه ان من المجرمین منتقمون 1202 ابجد ابوبکرو عمر عثمان 1202 این آیه قرآن هم به ابجد کبیر هم به ابجد صغیر ابجد قاصبان ولایت علی و 5 تن آل عباء میباشد تمام معادلات عنایت خداست 14معصوم 4+1= 5 تن آل عباء
پیامبر فرمود بعد از من امتم 73 فرقه باطل ویک فرقه بحق خواهد بود به علم ابجد فرقه 385 شیعه 385 فقط یک فرقه اهل نجات است و آن شیعه میباشد 73فرقه+1فرقه شیعه = 74 ابجد سه خلیفه کفر و تباهی 74میباشد که باعث شدند دین اسلام 74 فرقه شود به ابجد شیطان گمراه 616- 541 عمر و ابوبکر= 74 ابجد سه خلیفه کفر 74 آیه22سجده 74ان من المجرمین منتقمون74ماازمجرمان انتقامی سخت خواهیم گرفت پدر مجرما را در خواهیم آورد به ابجد صغیر هم باز ابجد سه خلیفه کفر میباشد 74 دین اسلام 74 فرقه شد 74والشجرتها الملعونه 74فرقه شدن دین اسلام ابوبکر27+22 عمر +25 عثمان = 74 قصب خلافت موجب شهادت 11 فرزند معصوم پیامبر شد74= 4+7=11
جنگ هفتاد و سه ملت همه را عذر بنهچو ندیدند حقیقت ره افسانه زدند اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش که به تلبیسو حیل دیو مسلمان نشود شیعه یعنی قول هو الله احد فرقه های دین همه باطل بوود
جمال محمد سلام علی یون" مع الحق تمام تو اسرارهویی سلام علی یون مع الحق سلام جمال محمد علی شدی بت شکن هم به دوش نبی تو سر تر ز کل نبی شدی ثاقی کوثرش گرفتی ز پیغمبر یکی دخترش که شیعه شود هم فدات فدای توبا مادرش أَطِيعُوااللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمأَطِيعُوااللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ سلام عشق کوثروجانه رسول کجایی سلیمان کجایی غریب یدالله نخواهی بیایم عزیز



همین بس که نام محمد علیست صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست وصی خدا بت شکن به کعبه به دوش نبیست همه شیعه گردند به زودی عزیزجمال جمیل محمد سلام علی یون" مع الحق تمام تو اسرارهویی ان الحق علی شدی بت شکن هم کعبه دوش نبی شیعه یعنی قول هوالله احد فرقه های دین همه باطل بوودمعجزه جمال عرشه خدا بسم الله علی یون مع الحق والحقومع العلی مولاء آیه قرآن بوود نام علی ولسان صدق" علیا غریب غدیر سلام بی یاوری مثل حسن حسین 12 امام مگرنام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست صدکتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست جمال محمد سلام علی یون مع الحق تمام لشگری دارم برایت هم تمام بیا یا مولاء یا مهدی یا صاحب العصرو زمان لشگر اعداد بسم الله الرحمن رحیم قدرتی دارد به والله بی نظیر رمز باء بسم الله الرحمن رحیم رمز اسم اعظمی مولاء علی اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش که به تلبیسو حیل دیو مسلمان نشود آیا حضرت آدم ع با پیامبر اسلام ص توسل کرد؟
لطفا پاسخ دهید
الف) ماجرای توسل حضرت آدم به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم :
حدثنا أبو سعید عمرو بن محمد بن منصور العدل حدثنا أبو الحسن محمد بن إسحاق بن إبراهیم الحنظلی حدثنا أبو الحارث عبد الله بن مسلم الفهری حدثنا إسماعیل بن مسلمة أنبأ عبد الرحمن بن زید بن أسلم عن أبیه عن جده عن عمر بن الخطاب رضی الله عنه قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم لما اقترف آدم الخطیئة قال یا رب أسألک بحق محمد لما غفرت لی فقال الله یا آدم وکیف عرفت محمدا ولم أخلقه قال یا رب لأنک لما خلقتنی بیدک ونفخت فی من روحک رفعت رأسی فرأیت على قوائم العرش مکتوبا لا إله إلا الله محمد رسول الله فعلمت أنک لم تضف إلى اسمک إلا أحب الخلق إلیک فقال الله صدقت یا آدم إنه لأحب الخلق إلی ادعنی بحقه فقد غفرت لک ولولا محمد ما خلقتک .
هذا حدیث صحیح الإسناد
المستدرک على الصحیحین ج2/ص672 شماره 4228
از عمر بن خطاب نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه (وآله) وسلم فرمودند » وقتی که آدم گناه را مرتکب شد گفت : خدایا تو را به حق محمد قسم می دهم که من را ببخشی ؛ خداوند فرمود : چگونه محمد را شناختی با اینکه هنوز او را نیافریده ام ؟ پاسخ داد : زیرا وقتی مرا با دست خویش آفریدی و در من از روح خویش دمیدی ، سر خویش را بالا گرفتم ؛ پس در پایه های عرش دیدم که نوشته است " لا اله الا الله محمد رسول الله " ؛ پس دانستم که تو نام او را در کنار نام خویش آورده ای ، مگر به این علت که او محبوب ترین آفریدگان در نزد تو است ؛ خداوند فرمود : راست گفتی ای آدم ؛ او محبوب ترین آفریدگان نزد من است ؛ من را به حق او بخوان ؛ به تحقیق که تو را آمرزیدم ؛ و اگر محمد نبود تو را نمی آفریدم .
این روایت سندش صحیح است .
مرحوم علامه امینی در مورد تصحیح این روایت می فرمایند :
وأقر صحته السبکی فی شفاء السقام ص 120 ، والسمهودی فی وفاء الوفاء ص 419 ، والقسطلانی فی المواهب اللدنیة ، والزرقانی فی شرحه 1 ص 44 ، والعزامی فی فرقان القرآن ص 117 .
الغدیر :ج 5 ص 435:
صحیح بودن این روایت را سبکی در شفاء السقام ص 120 و سمهودی در وفاء الوفاء ص 419 و قسطلانی در مواهب و زرقانی در شرح خویش ج 1 ص 44 و عزامی در فرقان القرآن ص 117 تایید کرده اندهیچ چیز در دنیا بیشتر از تعصب مانع نوآوری و پیشرفت نوع بشر نشده است. به خیلی چیزها چنگ می زنیم و تعصب داریم اما نمی دانیم چرا. اگر در مورد خیلی از باور ها و روش های زندگی مان فکر کنیم فلسفه خاصی برایش نداریم درحالیکه شاید هر روز اجرایش کنیم.
هرکسی که توانسته زیان های جبران ناپذیر تعصب بیجا را در زندگی اش کشف کند درهای تازه ای به رویش باز شده و دنیا را از منظر جدیدی دیده است.
آیا حضرت آدم (ع) هم به اهل البیت(ع) توسل پیدا کرده است؟!
آیا حضرت آدم (ع) هم به اهل البیت(ع) توسل پیدا کرده است؟!
منبع از کتب اهل سنت : تفسیر درالمنثور جلال الدین سیوطی ص۳۲۳ ۳۲۴
ترجمه متن صفحه ۳۲۳ : حضرت آدم به خداوند می فرماید : پروردگارا من از تو به حق محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم می خواهم که تو پاک و منزه هستی و جز تو خدایی نیست که من به خودم ظلم کردم پس توبه مرا بپذیر همانا که تو توبه پذیر بخشنده هستی.این همان کلماتی است که خدا به حضرت آدم برای بپذیرفتن توبه او آموخته بود.
ترجمه متن صفحه ۳۲۴ : روایت است از ابن نجار که او از ابن عباس روایت می کند که گفت : من از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدم آن کلمات کدام کلمات بودند که خداوند به حضرت آدم آموخت و توبه او را پذیرفت. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : حضرت آدم خدا را صدا زد بحق محمد ، و علی ، و فاطمه ، و حسن ، و حسین توبه مرا بپذیر پس بعد از آن خداوند توبه حضرت آدم علیه السلام را پذیرفت.
برچسبها:
اهل سنت و توسل,توسل پیدا کردن به اهل البیت, متوسل شدن به اهل البیت,حضرت آدم و توسل به اهل البیت,اثبات توسل به اهل البیت محرم 91, توسل به امام حسین (ع) محرم 91, پاسخ به شبهات توسل به اهل البیت وهابیت
منبع از کتب اهل سنت : تفسیر درالمنثور جلال الدین سیوطی ص۳۲۳ ۳۲۴
ترجمه متن صفحه ۳۲۳ : حضرت آدم به خداوند می فرماید : پروردگارا من از تو به حق محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم می خواهم که تو پاک و منزه هستی و جز تو خدایی نیست که من به خودم ظلم کردم پس توبه مرا بپذیر همانا که تو توبه پذیر بخشنده هستی.این همان کلماتی است که خدا به حضرت آدم برای بپذیرفتن توبه او آموخته بود.
ترجمه متن صفحه ۳۲۴ : روایت است از ابن نجار که او از ابن عباس روایت می کند که گفت : من از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدم آن کلمات کدام کلمات بودند که خداوند به حضرت آدم آموخت و توبه او را پذیرفت. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : حضرت آدم خدا را صدا زد بحق محمد ، و علی ، و فاطمه ، و حسن ، و حسین توبه مرا بپذیر پس بعد از آن خداوند توبه حضرت آدم علیه السلام را پذیرفت.
يكي از اشكالات ديگري كه جماعت مخالفين از شيعيان حيدر كرار سلام الله عليه مي گيرند اين است كه چرا شيعيان به حضرت علي و فرزندانشان توسل مي كنند. ما در اينجا از معتبرترين كتب خود جماعت مخالفين به شما نشان مي دهيم كه حضرت آدم عليه السلام به حضرت علي عليه السلام متوسل مي شود.
اين مطلب در كتاب درالمنثور - چاپ مركز هجر للبحوث و الدراسات العربية و الاسلامية - جلد ۱ - صفحه ۳۲۳ و ۳۲۴ - تفسير سوره بقره آيه ۳۷ موجود مي باشد.
تصاوير زير مجلد كتاب و صفحه ۳۲۳ و ۳۲۴ كتاب درالمنثور مي باشد.
( توجه : براي ديدن تصاوير در اندازه واقعي روي آنها كليك نماييد )
درالمنثور.jpg توسل-حضرت-آدم.jpg توسل-حضرت-آدم-2.jpg
ترجمه متن صفحه ۳۲۳ : حضرت آدم به خداوند مي فرمايد : پروردگارا من از تو به حق محمد و آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم مي خواهم كه تو پاك و منزه هستي و جز تو خدايي نيست كه من به خودم ظلم كردم پس توبه مرا بپذير همانا كه تو توبه پذير بخشنده هستي.اين همان كلماتي است كه خدا به حضرت آدم براي بپذيرفتن توبه او آموخته بود.
ترجمه متن صفحه ۳۲۴ : روايت است از ابن نجار كه او از ابن عباس روايت مي كند كه گفت : من از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم پرسيدم آن كلمات كدام كلمات بودند كه خداوند به حضرت آدم آموخت و توبه او را پذيرفت. رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند : حضرت آدم خدا را صدا زد بحق محمد ، و علي ، و فاطمه ، و حسن ، و حسين توبه مرا بپذير پس بعد از آن خداوند توبه حضرت آدم عليه السلام را پذيرفت.
توسل به اهل بيت (ع ) از دیدگاه اهل سنت
توسل به اهل بيت پيامبر (ص ) طبق روايات اهل سنت نيز، حتى پيش از خلقت دنيوى معصومين هم جايز است و در روايات مطرح شده است ، مثل توسل حضرت آدم ، به نور پنج تن آل عبا.
از پيامبر اكرم (ص ) نقل شده كه فرمود: خداوند چون حضرت آدم را آفريد، به سمت راست عرش نگريست ، در هاله اى از نور پنج شبح را ديد كه در ركوع و سجودند. پرسيد: خدايا پيش از من نيز كسى را از گل آفريده اى ؟خداوند فرمود: نه . پرسيد: پس اين پنج شبحى كه به هيئت و چهره منند، كيانند؟ خداوند فرمود: پنج نفر از فرزندان تو هستند، اگر آنان نبودند، تو را نمى آفريدم . نامشان را از نامهاى خودم مشتق ساخته ام . اگر نبودند، بهشت و دوزخ و عرش و كرسى و آسمان و زمين و فرشتگان و جن و انس را نمى آفريدم ... اينان برگزيدگان منند. من به خاطر و به وسيله اينها ديگران را نجات مى بخشم و (به خاطر دشمنى با اينان ) هلاك مى سازم . هرگاه حاجتى به من داشتى به اينان توسل بجوى . آن گاه پيامبر فرمود: ما كشتى نجاتيم ، هركس در اين كشتى آويزد، نجات يابد و هر كه جا بماند، هلاك مى شود. هركس به درگاه خدا نيازى دارد، پس به وسيله ما اهل بيت از خدا بخواهد. (1)
عبدرى قيروانى ، از بزرگان مالكيه (متوفاى 731) گفته است :
« كسى كه به زيارت حضرت رسول رود و به ساحت او متوسل و پناهنده شود و حاجت بخواهد، مايوس نخواهد شد ؛ چرا كه آن حضرت ، شافع مشفع است و توسل به او موجب ريزش و آمرزش گناهان مى شود. هركس درآستان آن حضرت بايستد و به او متوسل شود. خداوند را بخشنده و مهربان خواهد يافت . » (2)
نيز قسطلانى در كتاب « المواهب اللدنيه » گفته است :
« زائر پيامبر اكرم ، سزاوار است كه دعا و تضرع و استغاثه و تشفع و توسل بسيار داشته باشد. استغاثه ، طلب يارى و پناهجويى است . فرقى نمى كند كه به لفظ استغاثه باشد، يا توسل ، يا تشفع و توجه . توجه هم به معناى آن است كه انسان در پى يك موجه و آبرومند و صاحب جاه و منزلت برود و توسل جويدتا به يك مقام بالاتر از او دسترسى پيدا كند. » (3)
« زرقانى » نيز نوشته است :
« زائر پيامبر (ص ) به آن حضرت توسل جويد و در توسل به او، از خداوند به جاه و مقام وى مسالت كند، چرا كه توسل به حضرتش كوههاى گناه و بارهاى سنگين معاصى را فرو مى ريزد، بركت شفاعت او و عظمتش در پيشگاه پروردگار، در حدى است كه هيچ گناهى ياراى ماندن در برابرش نيست . هركس جز اين عقيده داشته باشد، محرومى است كه خداوند، چشم بصيرتش را كور كرده و دلش را به گمراهى كشانده است . آيا مخالف اين عقيده ، اين آيه را نشنيده است : « ولو انهم اذ ظلموا انفسهم ... » تا آخر آيه. » (4)
گروهى از بزرگان و علماى اهل سنت ، در مورد توسل دامن سخن را گسترده اند و گفته اند كه توسل به پيامبر اكرم (ص ) در هر حال جايز است ، قبل از خلقتش و پس از خلقت ، درطول حيات دنيوى و پس از وفاتش ، در مدت عالم برزخ و پس از برپايى رستاخيز و در عرصات قيامت و بهشت .
گفته اند كه توسل سه نوع و به سه معنى است :
1. حاجت خواستن از خداوند، به واسطه مقام پيامبر و به بركت وجود او. اينگونه توسل جستن در همه حالات ياد شده جايز است .
2. به معناى درخواست از پيامبر كه درباره زائر دعا كند. اين نيز در همه حالات ، جايز است .
3. اينكه از خود پيامبربخواهند، چرا كه آن حضرت مى تواند نزد خدا شفاعت كند و از پروردگارش بخواهد، از اين رو ما از خود او مى خواهيم . بازگشت اين نوع ، به همان معناى دوم است و اشكالى ندارد. در تاريخ هم نمونه هايى بوده است ، مثل كسى كه نزد پيامبر، از ضعف حافظه خود شكايت كرد. حضرت با دست نهادن بر سينه اش ، به شيطان دستور داد كه از درون او دور شود. از آن پس حافظه او قوى گشت و هر چه را مى شنيد، دريادش مى ماند. (5)
در حديث آمده است كه حضرت آدم به حق و به نام مبارك پنج تن اهل بيت ، خدا را قسم داد، خداوند هم توبه او را پذيرفت ، اين همان ( كلمات ) بود كه به تعبير قرآن كريم ، آدم از خداوند متعال دريافت كرد. (6)
اين حديث ، در منابع متعددى از كتب اهل سنت آمده و بزرگان حديث ، آن را صحيح و موثق شمرده اند. (7) حتى « ابن جوزى » در كتاب خويش به نام « الوفاء فى فضائل المصطفى » در اين زمينه فصلى گشوده و با عنوان « باب التوسل بالنبى » و « باب الاستشفاء بقبره » احاديث اين موضوع را آورده است و محمد بن نعمان مالكى نيز كتابى دارد با عنوان « مصباح الظلام فى المستغيثين بخير الانام ». همچنين ابن داود مالكى در كتاب « البيان و الاختصار» ، حكايات بسيارى از كسانى نقل مى كند كه با توسل و التجاء به پيامبر اكرم (ص ) برايشان گشايش و فرج حاصل شده است .
با اين حال ، شگفت از نويسنده بى خبرى همچون « قصيمى » است كه با پيروى ازهتاك و دروغ بافى همچون ابن تيميه همه اين احاديث صحيح نبوى را دروغ پنداشته و اصل توسل به حق پيامبر و آل او را رد كرده و گفته است : چيزى را از خدا خواستن و او را به حق پيامبر يا هركس ديگر از پيامبران و صالحان قسم دادن ، هيچ ارزش علمى و دينى ندارد و نمى تواند يك كار مقبول و شايسته باشد، تا چه رسد كه وسيله آمرزش و عفو كامل شود! صرف گفتن الفاظ چه تاثيرى دارد و نزد خدا چه قيمتى مى تواند داشته باشد تا موجب ريزش گناهان گردد؟ (8)
راستى ... قصيمى آن همه احاديث صحيح را درمورد توسل به پيامبر و آل او چگونه پاسخ مى دهد؟
اين آيه قرآن را چگونه جواب مى دهد كه خداوند مى فرمايد: اى پيامبر!آنان كه به خويشتن ستم كردند، اگر نزد تو آيند و از خداوند آمرزش بخواهند و پيامبر هم براى آنان از خداوند مغفرت بطلبد، خدا را توبه پذير و مهربان خواهند يافت :
« ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما » . (9)
البته ادعاهاى امثال قصيمى و ابن تيميه را بزرگانى از خودشان پاسخ داده و سستى آنها را بيان كرده اند و گفته اند كه واسطه قرار دادن پيامبر براى مغفرت خواهى از خدا عقلا و شرعا اشكالى ندارد، چه با لفظ توسل باشد، چه استغاثه و چه تشفع . (10)
وقتى قصيمى به گمان خود، استغاثه به على (ع ) و صدا كردن او را در گرفتاريها نوعى كفر دانسته و توسل هاى شيعه را در حرمهاى مقدس نجف و كربلا و مشاهد مشرفه به اهل بيت ، مغاير با توحيد پنداشته است ، (11) غافل است كه اينگونه استغاثه و توجه و صدا كردن ، بيش از اين نيست كه شيعيان ، اهل بيت را در پيشگاه خداوند وسيله قرار مى دهند تا به حاجتهاى خويش برسند. چرا كه اينان به خداوند نزديكتر و در پيشگاهش مقرب ترند و مجارى فيض الهى و حلقه وصل و واسطه فيض ميان مولى و بندگانند، نه آن كه خودشان ذاتا و بطور مستقل ، دخالتى در برآمدن حاجتها داشته باشند. همه افراد براى دست يافتن به خواسته هايشان نزد بزرگان ، دنبال وسيله و واسطه مى گردند. معصومين و همه اولياء صالح خدا، با تفاوتهايى كه در مراتب و درجات قرب دارند، واسطه رحمت الهى اند. در عين حال ، عقيده داريم كه در عالم هستى ، هيچ موثرى جز خداى سبحان نيست . آن چه در حرمهاى مطهر و كنار قبور اولياء دين توسط زائران شيعه و غير شيعه انجام مى گيرد، جز همان توسل نيست . كجاى اين با توحيد ناسازگار است ؟ (12)
حتى در متن زيارتنامه هايى كه علماى اهل سنت در كتب خويش آورده اند، مساله توسل و شفاعت مطرح است ، كه اينجا جاى بررسى همه آنها نيست . تنها به يك مورد اشاره مى شود. در يكى از زيارتها خطاب به رسول خدا(ص ) مى گوييم :
( ... سلام بر تو اى پيامبر رحمت و اى شفيع امت ! ... )
درود خدا بر بهترين مكانى كه جسم پاك تو را در برگرفته است .
اى رسول خدا! ما مهمانان تو و زائران حرمت ، از شهرهاى دور، با پيمودن دشتها و بيابانها به زيارت تو آمده ايم و شرافت يافته ايم كه در پيشگاه تو فرود آييم ، تا به شفاعت تو دست يابيم و به يادگارها و آثار بازمانده از تو بنگريم و برخى از حقوق تو را ادا كنيم و تو را در پيشگاه پروردگارمان شفيع قرار دهيم . بار گناهان كمرهاى ما را شكسته است و تو شفيعى هستى كه شفاعتت پذيرفته است و ما را به شفاعتت وعده داده اند، پس در پيشگاه خدا شفيع ما باش و از پروردگار بخواه كه ما را بر سنت تو بميراند و در زمره همراهانت برانگيزد... شفاعت ، شفاعت ، يا رسول الله ... ! ) (13)
با اين حال ، آيا آن چه كه شيعه به عنوان توسل به انبياء الهى و ائمه معصومين و پيامبر و اهل بيت او انجام مى دهند و آنان را براى برآمدن حاجتهايشان در پيشگاه خدا « وسيله » و « شفيع » قرار مى دهند، از كارهاى مخصوص و بدعتهاى خودشان است ؟ يا بزرگان اهل سنت هم چنين معتقدند و چنين عمل مى كرده اند؟! و آياتبرك و توسل ، بدعت است ، يا عمل به سنت و ابراز محبت به اولياء الله ؟
« كبرت كلمة تخرج من افواههم ، ان يقولون الا كذبا » ( سوره كهف / آیه 5 )
1. مناقب خوارزمى ، ص 252، - فرائد السمطين ، باب اول ، - مستدرك حاكم ، ج 3 ص 151 - اين مطلب از الغدير، ج 1 ص 300 نقل شده است .
2. المدخل، ج 1 ص 258 - الغدير، ج 5 ص 112
3. الغدير، ج 5 ص 144
4. شرح « المواهب » ، زرقانى ، ج 8 ص 317
5. همان ، ص 145.
6. الدر المنثور، سيوطى ، ج 1 ص 60، - الرياض النضره ، ج 1 ص 30.
7. منابع آن در الغدير، ج 7 ص 303 آمده است .
8. الصراع بين الوثنية و الاسلام ، قصيمى ، ج 2 ص 593.
9. نساء، 64.
10. از جمله ، سبكى در « شفاء السقام » ، ص 121.
11. الصراع ، ص 12.
12. برگرفته از الغدير، ج 3 ص 292.
13. (مراقى الفلاح ) شربنلالى حنفى : ( السلام عليك يا شفيع الامه ... يا رسول الله ، نحن وفدك و زوار حرمك تشرفنا بالحلول بين يديك و جئنا من بلاد شاسعة و امكنة بعيدة نقطع السهل و الوعر بقصد زيارتك لنفوز بشفاعتك و النظر الى مآثرك و معاهدك ...والاستشفاع بك الى ربنا...انت الشافع المشفع ... فاشفع لنا الى ربك واساله ان يميتنا على سنتك ) الغدير، ج 5 -ص 139.گوسفند فهمید ولی اهل وهابی هنوز نفهمیده


نظرات شما عزیزان:
+ نوشته شده در شنبه 6 ارديبهشت 1393برچسب:
,
ساعت 17:53 توسط امیر علی عرفانیان
|